گروه توسعه فریاد گیم

گیم پلی های جذاب از بازی های مختلف


ویدیو های آموزشی

اگه جی تی ای بازی میکنی همین الان به کانال آپاراتی ما سر بزن


گالری تصاویر

پرفروش‌ترین بازی‌های پلی‌استیشن 4:

۱ Persona 5
۲ Grand Theft Auto V
۳ UNCHARTED The Nathan Drake Collection
۴ The Last Of Us Remastered
۵ MLB The Show 17
۶ Rocket League
۷ Minecraft
۸ Outlast 2
۹ Tom Clancy’s Ghost Recon Wildlands
۱۰ ARK: Survivor’s Pack
۱۱ KINGDOM HEARTS HD 1.5 +2.5 ReMIX
۱۲ Tom Clancy’s Rainbow Six Siege
۱۳ Horizon Zero Dawn
۱۴ The Elder Scrolls Online: Tamriel Unlimited
۱۵ Mass Effect: Andromeda
۱۶ Middle-earth: Shadow of Mordor – Game of the Year Edition
۱۷ Dishonored Definitive Edition
۱۸ Need for Speed
۱۹ FIFA 17
۲۰ UFC 2

پرفروش‌ترین بازی‌های پلی‌استیشن 3:

۱ Grand Theft Auto V
۲ The King of Fighters XIII
۳ Persona 5
۴ Minecraft
۵ The Last Of Us
۶ Pro Evolution Soccer 2017
۷ Plants vs. Zombies Garden Warfare
۸ Devil May Cry HD Collection
۹ Fight Night Champion
۱۰ Need for Speed Rivals: Complete Edition
۱۱ FIFA 17
۱۲ Need for Speed Most Wanted
۱۳ MLB The Show 16
۱۴ Okami HD
۱۵ LittleBigPlanet 3
۱۶ Resident Evil 4
۱۷ Prince Of Persia Classic Trilogy HD
۱۸ NBA JAM: On Fire Edition
۱۹ Sonic Adventure
۲۰ Super Street Fighter II Turbo HD Remix

پرفروش‌ترین بسته‌های الحاقی و محتویات دانلودی پلی‌استیشن 4:

۱ Rocket League – The Fate of the Furious Ice Charger
۲ Call of Duty: Infinite Warfare – DLC2 Continuum
۳ The Elder Scrolls Online: Tamriel Unlimited – ESO Plus
۴ Persona 5: Izanagi & Izanagi Picaro Set
۵ Persona 5: Orpheus & Orpheus Picaro Set
۶ Battlefield 1 They Shall Not Pass
۷ Call of Duty: MWR Variety Map Pack
۸ Persona 5: Thanatos & Thanatos Picaro Set
۹ Battlefield 1 Premium Pass
۱۰ Persona 5: Magatsu Izanagi & Magatsu Izanagi Picaro Set

پرفروش‌ترین بازی‌های پلی‌استیشن VR:

۱ Mortal Blitz
۲ Job Simulator
۳ EVE: Valkyrie (Incl. Founder’s Pack)
۴ Gunjack
۵ Statik
۶ Virry VR
۷ Ghostbusters is Hiring: Firehouse
۸ Fruit Ninja VR
۹ VR Invaders – Complete Edition
۱۰ Batman: Arkham VR

پرفروش‌ترین بازی‌های پلی‌استیشن ویتا:

۱ Salt and Sanctuary
۲ Adventure Time: The Secret of the Nameless Kingdom
۳ God of War: Collection PS Vita
۴ Minecraft: PlayStation Vita Edition
۵ Persona 4 Golden
۶ Grand Theft Auto PS Vita Collection
۷ Need for Speed Most Wanted
۸ Crypt of the NecroDancer
۹ Oddworld: Stranger’s Wrath HD
۱۰ Skullgirls 2nd Encore

پرفروش‌ترین بازی‌های کلاسیک:

۱ Grand Theft Auto: San Andreas
۲ PaRappa The Rapper 2
۳ Bully
۴ Grand Theft Auto: The Trilogy
۵ Psychonauts
۶ Ape Escape 2
۷ Dark Cloud 2
۸ Dark Cloud
۹ Harvest Moon: A Wonderful Life Special Edition
۱۰ Resident Evil 3: Nemesis

پرفروش‌ترین‌های فروشگاه اروپا:

پرفروش‌ترین بازی‌های پلی‌استیشن 4:

۱ FIFA 17
۲ Grand Theft Auto V
۳ ARK: Survival Evolved
۴ Middle-earth: Shadow of Mordor
۵ Sniper Elite 3
۶ Dragon Age: Inquisition
۷ Rocket League
۸ Battlefield 1
۹ EA Sports UFC 2
۱۰ Tom Clancy’s Ghost Recon Wildlands
۱۱ Batman: Arkham Knight
۱۲ The Witcher 3: Wild Hunt
۱۳ Persona 5
۱۴ Overwatch: Origins Edition
۱۵ Minecraft
۱۶ Outlast 2
۱۷ Dying Light
۱۸ Rise of the Tomb Raider
۱۹ Star Wars Battlefront
۲۰ Horizon Zero Dawn

پرفروش‌ترین بازی‌های پلی‌استیشن 3:

۱ FIFA 17
۲ Grand Theft Auto V
۳ Call of Duty: Black Ops II
۴ Just Cause 2
۵ Demon’s Souls
۶ Mafia II
۷ Dragon Ball Xenoverse
۸ Minecraft
۹ Catherine
۱۰ Metro: Last Light

پرفروش‌ترین بسته‌های الحاقی و محتویات دانلودی پلی‌استیشن 4:

۱ Rocket League – The Fate of the Furious Ice Charger
۲ Battlefield 1 – They Shall Not Pass
۳ Battlefield 1 – Premium Pass
۴ Call of Duty: Infinite Warfare – DLC 2: Continuum
۵ Rocket League – Batman v Superman: Dawn of Justice Car Pack
۶ Call of Duty: MWR – Variety Map Pack
۷ Call of Duty: Black Ops III – Season Pass
۸ ARK: Survival Evolved – Scorched Earth
۹ The Witcher 3: Wild Hunt – Expansion Pass
۱۰ Tom Clancy’s Rainbow Six Siege – Year 2 Pass

پرفروش‌ترین بازی‌های پلی‌استیشن VR:

۱ Job Simulator
۲ Robinson: The Journey
۳ Sports Bar VR
۴ Batman: Arkham VR
۵ Gunjack
۶ PlayStation VR Worlds
۷ Keep Talking and Nobody Explodes
۸ Until Dawn: Rush of Blood
۹ Statik
۱۰ Fruit Ninja VR

پرفروش‌ترین بازی‌های پلی‌استیشن ویتا:

۱ Persona 4 Golden
۲ Assassin’s Creed III Liberation
۳ Digimon Story Cyber Sleuth
۴ Sonic & All-Stars Racing Transformed
۵ Rayman Legends
۶ The Walking Dead: The Complete First Season
۷ Call of Duty Black Ops: Declassified
۸ Muramasa Rebirth
۹ SteinsGate
۱۰ Tales of Hearts R

پرفروش‌ترین بازی‌های کلاسیک:

۱ Crash Bandicoot 3 Warped
۲ Crash Bandicoot
۳ Crash Bandicoot 2: Cortex Strikes Back
۴ CTR: Crash Team Racing
۵ Spyro The Dragon Trilogy
۶ Disney Pixar Toy Story 2
۷ Final Fantasy VIII
۸ Final Fantasy VII
۹ Disney’s Action Game ft. Hercules
۱۰ Metal Gear Solid


توسط محمد | 30 آبان 1394


کیج موفق می‌شود کاری کند تا شگفتی تماشای لحظات بیدار شدن یک موجود زنده را لمس کنیم. دموی «کارا» در سال ۲۰۱۲ به حدی تحت‌تاثیرم قرار داد که وقتی معلوم شد بازی بعدی استودیوی کوانتیک دریم Beyond: Two Souls است از دست کیج دلخور شدم. بالاخره «کارا» حکم یکی از آن افتتاحیه‌های قدرتمندی را دارد که به تنهایی سوخت اتمی ادامه‌ی داستان را تامین می‌کند. ارتباطی که در همان فصل اول با شخصیت اصلی برقرار می‌کنید و حس فضولی و کنجکاوی‌تان از اینکه این داستان به کجا ختم می‌شود و دنیای بزرگ‌تری که این فیلم کوتاه تکه‌ی کوچکی از آن را تشکیل می‌دهد چه شکلی است کاری می‌کند تا مثل گرگ گرسنه به جان بلعیدن ادامه‌ی داستان بیافتید. با اینکه در ابتدا داشتیم به بازخوانی دوباره و دوباره‌ی فصل اول این کتاب عادت می‌کردیم و آتشِ امیدمان از اینکه «کارا» بالاخره برای تبدیل شدن به یک بازی کامل مورد اقتباس قرار می‌گیرد به زغال و خاکستر رسیده بود، ولی استقبال گسترده از این دمو باعث شد تا کیج هیچ‌وقت نتواند آن را فراموش کند و او را متقاعد کرد تا ایده‌ی آن را بسط بدهد و به یک بازی کامل متحول کند. نتیجه به Detroit: Become Human تبدیل شد که کیج آن را بلندپروازانه‌ترین بازی‌ای که تا حالا ساخته معرفی کرده است. چه از لحاظ دست گذاشتن روی موضوعاتی مثل هوش‌ مصنوعی و تعریف هویت و انسانیت و فلسفه‌ی پیرامون انقلاب و چه از لحاظ تعداد انتخاب‌هایی که این بازی برای رسیدن به پایان‌بندی‌های پرتعداد و متنوعش جلوی رویتان می‌گذارد.

با اینکه بعد از استقبال نه چندان گرم از Beyond، به نظر می‌رسید کیج می‌خواست با «دیترویت» به روزهای اوجش با Heavy Rain برگردد و با اینکه سال‌ها در رویای تجربه‌ی بازی کاملی براساس دموی «کارا» بودم، ولی خبر بد این است که «دیترویت» به همان اندازه که قدم رو به جلویی برای این استودیو حساب می‌شود، به همان اندازه هم مشکلاتی را که همیشه با آنها گلاویز بوده نمایان‌تر می‌کند. مخصوصا با توجه به اینکه کیج ابعاد بازی‌اش را در حالی بزرگ‌تر از قبل کرده که در اجرا و مدیریت آن موفق نیست. در نتیجه با شکستی در ابعادی بزرگ‌تر طرفیم. «دیترویت» به جز اندک فصل‌هایی که با ذوب شدن تمام عناصر داستانی و تصمیم‌گیری و گیم‌پلی‌اش در همدیگر روی هیجان‌انگیز واقعی خودش را رو می‌کند، در اکثر اوقات بازی ملال‌آوری سرشار از کلیشه‌های سرگرمی‌های بهتری که به موضوعات یکسانی پرداخته‌اند حساب می‌شود. مشکل اصلی «دیترویت» این است که در همه‌ی بخش‌هایش در تناقض غلت می‌زند. تقریبا یک بخش از بازی را نمی‌توان پیدا کرد که در عین شگفت‌زده کردن‌تان، لنگ نزند. با اینکه اگر دموی «کارا» وجود نداشت، الان شاهد چیزی به اسم Detroit: Become Human نبودیم، ولی کیج هیچکدام از نکاتی را که ما را شیفته‌ی آن فیلم کوتاه کرده بود در ساخت این بازی رعایت نکرده است. دیالوگ‌ها و تصویرسازی‌های ظریفِ «کارا» جای خودشان را در «دیترویت» به برخی از قلنبه‌سلمبه‌ترین تصویرسازی‌ها و استعاره‌پردازی‌هایی که تاکنون دیده‌اید داده‌اند که با یک من عسل هم قابل‌قورت دادن نیستند. سناریوی مختصر و مفید و ضربتی «کارا» جای خودش را به داستانگویی سلانه‌سلانه‌ و زمختِ «دیترویت» که‌ سرشار از لحظات خالی از محتوا و کارهای بیهوده است داده است. به تصویر کشیدن شگفتی خودآگاهی یک ماشین در «کارا» که هدف اولش روایتِ یک موقعیت جالب بود، جای خودش را به بازی‌ پُرمدعایی داده است که بی‌وقفه می‌خواهد بادغدغه جلوه کند و بهتان ثابت کند که باید جدی‌اش بگیریم. همه‌چیز از «کارا» تا «دیترویت» زمین تا آسمان به‌طرز بدی متحول شده است. بازی کردن «دیترویت» مثل لحظه‌ای است که متوجه می‌شوید خلاقیت و مهارت نویسنده‌ای که شما را از همان فصل اول کتابش شیفته‌ی خودش کرده بود، از فصل دوم به بعد تحلیل رفته است.

از همین رو «دیترویت» در بین بازی‌های ملال‌آورِ متظاهری قرار می‌گیرد که در کمال پررویی دم از درنوردیدنِ مرزها و استانداردهای محتوایی و فرمی این مدیوم و کشف افق‌های تازه می‌زنند. ولی با وجود تمام اسکانس‌هایی که خرجشان شده، یک چهارم محصولات کم‌خرج‌تر و کوچک‌تر هم بارشان نیست. «دیترویت» حکم «آواتار» جیمز کامرون در صنعت سینما را دارد. یک بلاک‌باسترِ غول‌پیکر که اگرچه از لحاظ تکنولوژیک فک‌انداز و نفسگیر است، ولی از لحاظ فیلمنامه و داستانگویی حکم ملغمه‌ای از کلیشه‌های فیلم‌های بهتر سینما را دارد. «دیترویت» هم اگرچه از لحاظ گرافیکی با ارفاق یکی از بهترین بازی‌های نسل هشتم است و از لحاظ انتخاب‌ها و پایان‌های متعددی که جلوی روی مخاطب می‌گذارد دست هر دو بازی‌های قبلی کوانتیک دریم را از پشت می‌بندد، ولی تا وقتی که یک بازی که دم از داستانگویی و احساس‌گرایی می‌زند، توانایی پرداخت چهارتا شخصیت درست و حسابی را نداشته باشد، تعداد پالیگان‌های صورت فلان مُدل و انتخاب‌های مرگ و زندگی از اهمیت و وزن کافی بهره نمی‌برند. تا وقتی یک بازی چیز تازه‌ای برای گفتن نداشته باشد، مهم نیست کله‌ی کچل فلان کاراکتر چقدر طبیعی نور را بازتاب می‌دهد. اگر این‌طوری بود که الان همه‌ی فیلم‌های سینمایی لایو اکشن به خاطر بهره بردن از بازیگران زنده باید تبدیل به شاهکارهای سینما می‌شدند. البته که نباید فاکتور تکنولوژی را به‌طور کامل خط بزنیم. ولی وقتی ما با صورتِ نگران و ناامید الینا در Uncharted 4 روبه‌رو می‌شویم که از دست نیتن به خاطر زدن زیر قولش و برگشتنِ به شغل شریفِ دزدی از گذشته دلخور شده، به جای تحسین تکنولوژی به کار رفته در صورت الینا، داستانی را تحسین می‌کنیم که به درون کالبد این تکنولوژی روح دمیده است. «دیترویت» سرشار از کالبد‌های خالی از روح است. و این بدترین اتفاقی است که می‌تواند برای بازی‌‌ای مثل «دیترویت» که به مسائل فلسفی و علمی و اخلاقی و تاریخی و روانکاوانه و جامعه‌شناسانه‌ی جذابی در رابطه با هوش مصنوعی، هویت، معنای انسانیت، تبعیض نژادی، انقلاب، بردگی و هولوکاست می‌پردازد بیافتد. همه‌ی اینها مسائل حساسی هستند که باید کیج را به خاطر جسارتش برای پرداختن بهشان تحسین کرد، ولی مسائل حساس یعنی دوری از بحث‌های کلیشه‌ای پیرامون آنها، تلاش برای بررسی آنها از زاویه‌های مختلف و فاصله‌ گرفتن از ساده‌نگری که متاسفانه «دیترویت» در این کار ناموفق است.

منبع : zoomg

نتیجه بازی‌ای است که تمام ویژگی‌های خوب و بد کوانتیک دریم را در یک‌جا دور هم جمع کرده است و هر دو در اکستریم‌ترین حالت ممکن اینجا هستند. هیچ منطقه‌ی خاکستری‌ای وجود ندارد. از یک طرف دقیقا همان چیزی را ارائه می‌کند که کوانتیک دریم به خاطرش به استودیوی منحصربه‌فردی در حوزه‌ی بازی‌های ویدیویی تبدیل شده است و از طرف دیگر شامل تمام چیزهایی است که از بازی‌های این استودیو متنفریم. از یک طرف بهترین بازی کوانتیک دریم حساب می‌شود و از طرف دیگر ضعیف‌ترین بازی‌شان. سر کلافِ درگیری شدید بین این دو قطب به خود آقای دیوید کیج مربوط می‌شود. کسی که به همان اندازه که تحسینش می‌کنم، به همان اندازه هم از دستش عصبانی هستم. به همان اندازه که فکر می‌کنم حضور فردی مثل او در در صنعت بازیسازی که از چشم‌انداز متفاوتی نسبت به بقیه بهره می‌برد پسندیده است، ولی به همان اندازه هم از او به خاطر اینکه فلسفه و چشم‌اندازِ جذابی را که برای بازسازی دارد کج و کوله به اجرا در می‌آورد دلخور هستم. دیوید کیج حکم یکی از آن دوستان‌مان را دارد که اگرچه برای مدت کوتاهی با او واقعا خوش می‌گذرانیم، ولی به محض اینکه همراهی‌مان با او بیش از حد طول می‌کشد متوجه می‌شویم که چقدر با هم تفاوت داریم. بعضی‌وقت‌ها این تفاوت به حدی است که همین کسی که تا چند دقیقه قبل، از صحبت کردن با او لذت می‌بردیم، به حدی به گروه خونی‌مان نمی‌خورد که یک دقیقه بیشتر نمی‌توانیم حضورش را تحمل کنیم. یکی از دلایلش به خاطر این است که کیج از ساخت بازی‌هایش نیت خوبی دارد. کیج اعتقاد دارد بازی‌های ویدیویی نباید به اره کردن شیاطین در Doom یا هدشات کردن لشکری از دشمنان در Call of Duty خلاصه شوند. کیج اعتقاد دارد بازی‌های ویدیویی پتانسیل فوق‌العاده‌ای برای پرداختن به مسائل مهمی که دیگر مدیوم‌ها مخصوصا سینما سراغش می‌روند دارند. این در حالی است که کیج عمیقا از صفحه‌ی گیم‌اور متنفر است. او اعتقاد دارد صفحه‌ی گیم‌اور به معنی شکستِ بازیساز است. بنابراین او برای به حقیقت تبدیل کردن تعریفی که از بازی‌های ویدیویی دارد به یک فرمول رسیده است. بازی‌های ماجرایی داستان‌محوری که بیشتر حکم فیلم‌های تعاملی را دارند. اینکه با این‌جور بازی‌ها مخالف هستید یا موافق مهم نیست. مهم این است که وقتی این فرمول به‌طور نسبی با موفقیت به اجرا در می‌آید با بازی‌هایی مثل Heavy Rain، Until Dawn یا فصل اول The Walking Dead روبه‌رو می‌شویم که تجربه‌ی متفاوتی را ارائه می‌کنند. این سبک بازی‌ها از پایه بد نیستند و نباید برای تصویب قانونِ منع ساخت آنها در خیابان‌ها تظاهرات به راه بیاندازیم. بالاخره نه تنها احتمالا «تظاهرات»‌مان به «اغتشاش» ترجمه می‌شود و کار به جایی نمی‌برد، بلکه همان‌طور که بعد از بازی کردن یک بازی نقش‌آفرینی بد ‌به‌طور کامل روی این ژانر را خط نمی‌کشیم، بازی‌های ماجرایی انتخاب‌محور هم چنین وضعیتی دارند. اتفاقا این بازی‌ها وقتی به درستی صورت می‌گیرند به زنگ تفریح‌های لذت‌بخشی در فضای اشباع‌شده‌ از بلاک‌باسترهای اکشن و جهان آزاد تبدیل می‌شوند.

 

تا اینجا همه‌چیز امن و امان است. مشکل از وقتی پدیدار می‌شود که دیوید کیج وارد این معادله می‌شود. این ژانر به خودی خود مشکل ندارد، بلکه حضور کسی مثل دیوید کیج یا استودیوی تل‌تیل و تصوری که از این بازی‌ها دارند قضیه را گل‌آلود می‌کند. همان‌طور که تل‌تیل بعد از موفقیت فصل اولِ شاهکار The Walking Dead، به شکلی شورِ فرمول بازسازی‌اش را در آورد که الان بازی‌های تل‌تیل از یکی از دینامیت‌های صنعت، در حد نسخه‌های مختلف پراید در خیابان‌های ایران تکراری و پرتعداد شده‌اند، دیوید کیج هم یک مشکل بزرگ دارد و آن هم این است که او نویسنده‌ی مطمئن و قابل‌اعتمادی نیست. این آدم شاید بعضی از به‌یادماندنی‌ترین لحظات گیمینگ برخی از ما را رقم زده باشد، اما همزمان مسئول نوشتن برخی از بدترین‌هایشان هم است. شاید بزرگ‌ترین دلیلش این است که کیج خودش و فرمولِ بازیسازی‌اش را خیلی جدی می‌گیرد. در حد افتادن از لبه‌ی بام جدی می‌گیرد. در حد بسته شدن چشمانش روی حقیقت جدی می‌گیرد. مهم‌ترین مشکلِ کیج که جلوی او را از تبدیل شدن به نویسنده و کارگردان بزرگی می‌گیرد تاکیدش روی واژه‌ی «احساس» است. نه تنها واژه‌ی «احساس» با حروف بزرگ روی دیوار استودیوی کوانتیک دریم درج شده است، بلکه امکان ندارد یک مصاحبه از کیج نخوانید که در آن به تمرکز استودیوی‌شان روی بازی‌های «احساس»‌محور صحبت نکند. او آن‌قدر پُرمدعا درباره‌ی احساس در بازی‌هایش حرف می‌زند که گویی فقط بازی‌هایی که شامل پدری در حال درست کردن موشک کاغذی با بچه‌هایش روی چمن‌های حیاط خانه‌شان است احساس دارند. طوری حرف می‌زند که انگار رابطه‌ی پدر و پسری God of War به خاطر اینکه در آن به جنگ با جک و جونورهای شیطانی اسطوره‌ای می‌رویم و پس از کشته شدن با صفحه‌ی گیم‌‌اور روبه‌رو می‌شویم احساس ندارد. باور دارد کاری که او در روایت داستان‌های جدی و شخم زدن احساسات کاراکترهایش انجام می‌دهد در صنعت بازی سابقه نداشته و ندارد. این تاکید روی واژه‌هایی مثل «احساس» و «هنر» اگرچه از یک طرف ترفندی تبلیغاتی است تا کوانتیک دریم در بین عموم مردم به عنوان استودیویی با چشم‌اندازی متفاوت شناخته شود، ولی مشکل این است که این ترفند تبلیغاتی به درون بازی‌های کیج هم نفوذ کرده و اکثر اوقات نتایج منفی‌ای در پی داشته است. بنابراین بازی‌های او بعضی‌وقت‌ها دُز احساس را به حدی بالا می‌‌برند که روایت یک داستان خوب جای خودش را به صحنه‌هایی می‌دهد که سانتیمانتال برای توصیفشان کم است.

ادامه دارد . .


توسط محمد | 30 آبان 1394


تماس با ما

تماس با ما

09102826104

 شبکه اجتماعی

Instagram
Telegram

logo-samandehi